تبليغاتX
وبلاگicon
گروگ تحریر
.
گروگ بو شهر صنعـت در بیـابُن* که لنک و پارچه می بافتن فراوُن* بـسـی پوشیــده انـ لنـک گـروگـی* زمانـی کــه نبـودن چـیــن و ژاپُـن*
به زودی پارک ساحلی بندر گروک برق دارمی شود
 با نام خدا

سلام

آری دوستان

من خودبه چشم خویشتن

تیر برق های پارک را دیدم

جمعه 29 اردیبهشت1391 ساعت: 7:27 توسط:عمران ...

سلام بر صاحب خانه و مهمانانش

بالاخره دیروز تیرهای برق ساحل نفس زنان از راه رسیدند و فعلا استراحت می کنند و خدا کند به خواب عمیق فرو نروند بلکه بزودی استوار باشند.(مزاح)
انشاا... پارک ساحلی به همت شهردار محترم و همکاران گرامی اش در آینده ای نه چندان دور برق دار می شود و ساحل شور و شعف خاصی به خود خواهد گرفت و نباید هم از نعمت آب آن هم غافل و بی توجه بود. زیرا مردم گروگ شایسته بهترین ها هستند بیاییم همه خادم همدیگر باشیم.
از الان می بایست فرهنگ سازی شروع شود از وبلاگ نویسی تا خطبای روز جمعه و از اولیا تا معلمین و ... آن عده ی کم را که باعث خرابی اموال عمومی می باشند مطیع و آگاه سازیم که همه جای گروگ پوست و گوشت و خون و استخوان من است و لازم است که مواظبت و نگهداری اش نماییم.

از تلاش ها و دلسوزی های شما نسبت به شهر و دیارت جای تقدیر و تشکر دارد و ای کاش که همه ی ما مثل شما ژرف اندیش و حساس به امور و حوادث شهر بودند.

از همه عزیزان و صاحب نظران خصوصا دکتر پادگانه بخواهیم در آبادانی و پیشرفت گروگ ارائه طرح هایی باشند که بتوانیم آنها را به مرحله اجرا در آوریم.با شهردارمان همفکر و همراه باشیم باید جوی صمیمی و حاوی اعتماد به همدیگر را مهیا نمود.
صاحب نظران و منتقدان همه اهدافی جز سربلندی و سرافرازی گروگ و جوانانش ندارند.
تشکر تشکر از همه مردم شریف گروگ و هر دلسوزی که برای ما خدمت می کند.

-------------------------------------

امروز آقای هاشمی نماینده  جدید مردم آمده بودندشهر گروک

حاجی عیسی ملاحی امام جمعه خیر مقدم گفتند

آقای هاشمی در مورد کارهایی که در آینده می خواهند انجام دهند صحبت کردند

آقای شیخ افراز امام جمعه شهرستان نیز خطبه خواندند

آقای ابراهیم پادگانه نیز پذیرایی کردند

---------------------------------------

و اما جالب تر از همه

دو تا عکس امروز ظهر در موقع سخنرانی در مسجد جامع  خستگی و خماری مسجد و جمعه و بلندگو و صدای بوق نمی شنود

از خانه مان می رفتم مسجد نماز بخوانم شلوغ بود در مغازه خودم یکی را دیدم که بی خیال از نماینده

و صدای بلندگو و سخنرانی، لنگ خود را بسترکرده و راحت خوابیده ...

به حال فراغش حسرت خوردم که ای کاش می شد بی غم آب و نان جهانی، چنین آسوده سر بنهی که:

شـب هـر توانگری به سرائی همی رود / درویـش هرکجا که شب آمد سرای اوست

او را مقام و منزل و مسکن چه حاجتست / هرجا که می رود همه ملک خدای اوست

خواب

 

 

نویسنده : م آراسته | ساعت 17:40 روز 91/02/29
| لینک ثابت

گلدسته ای بر تارک شهر

 با نام خدا وسلام

  محله آزاران از قدیمی ترین محله های گروک است. در شهر گروک چند محله از نظر قدمت بیشتر جلوه نمایی می کنند:

     ریغی (ریگی)، پاکلات، انگکو و آزاران. محله ی اخیر به خاطر مسائلی بر تارک اشتهار این شهر به زیبایی می درخشد. مهم ترین علت آن هم افتادن شکوه و عظمت محله ی ریغی، به پستو خزیدن پاکلات با آن همه شهرت روزگاران گذشته اش و خالی از سکنه گردیدن محله ی انگکو است هر چند که اخیراً به پاس احداث مسجدی در پایین دست محله ی مذکور و سکونت چند خانواده کم کم رونقی ولو بسیار پایین تر از سابق برای این محله انتظار می رود.

      در بین کوی و برزن های قدیمی گروک، آزاران تنها محله ای است که نه تنها از شکوه و عظمت نیفتاده بلکه به حرمت مرکز نشینی روز به روز بر عزتش افزوده گردیده و پیران کهن را به یاد گذشته ای دل انگیز جوان دل می دارد.

      بله صحبت از محله ی آزاران است این محله دارای مسجدی است کهن که از دیرباز به نام محله "آزاران" (azaron) شهره ی عام و خاص است. این مسجد که در سال های اخیر به مناسبت شناسنامه دار نمودن مساجد به نام خلیفه ی دوم مسلمین به مسجد عمر ابن خطاب (رضی الله عنه) تغییر نام یافته دقیق در مرکز شهر قرار گرفته است. چند بار تعمیر و مرمت گردیده است که آخرین بار در سال های اخیر توسط یکی از خیرین این محله به تنها مسجد دو طبقه ی شهر تبدیل شده و تغییر فضا یافته است.

      هنگامی که از دوراهی به سوی آبادی رهسپار می گشتیم گلدسته های مساجد به زیبایی جلوه گر بودند و حرمان این مسجد باستانی را بیشتر متجلی می نمودند. تا این که خیری بزرگوار از آن سوی آب که اصرار بر ناشناخته ماندن نام خویش و حفظ اجر معنویش دارد، کمر همت بر احداث گلدسته ای نیکو بر این مسجد نمود.

      محمد عیسی غلامی که خداوند جزای خیرش دهد به عنوان نماینده ی امین ایشان واسطه ی این حسنه گردید و با هزینه ی حدود پانزده میلیون تومان بر زیبایی این محله و بر روح معنوی مسجد مذکور افزوده گشت. شنیده ها حاکی از تداوم این امر خیر و معمور نمودن مسجد با اقدامات شایسته ی دیگری است که در آینده و پس از سرگیری کار این مسجد به سمع و نظر دوستان خواهم رساند. خدا جزای خیر دهاد هر آن که این بنا نهاد!

     این مسجد یار دیرینی داشت که پیران کهن این دو را با هم بسی نظاره نموده بودند. درخت شریش کهنسالی در حیاط این مسجد، سنت حسنه ی احترام به سرسبزی را که نبی مکرم اسلام(ص) همواره بر آن تأکید داشت زنده می نمود. متأسفانه به بهانه های نه چندان زیبایی، با زدن تیشه بر ریشه ی آن، از دل انگیزی های این بنا کاسته شد. کاش آنان کاین تصورات را دارند بر این باور هم روزی ایمان بیاورند که چنین درختانی چونان بزرگ مردان کهن سال، موجب اعتبار و اشتهار یک قومند. به ویژه در دینی که پیام آور صلح و رحمتش قطع هر درخت را برابر با گرفتن جان انسانی می داند. درختی که روزگاری یادآور مسجد صفه ی پیامبر (ص) و آرام گرفتن اقوام گوناگونی در کنار آن و رونق بازاری چون بازار عکاظ بود. با این تفاوت که بازار عکاظ کمتر از یک ماه دایر بود و این بازار تقریباْ به قول ما جنوبی ها سال به دوازده ماه برقرار بود. روزگاری که شاید افزون بر صد کارگاه پارچه بافی در گروگ دایر بود که بسیاری از آن ها در حالی این مسجد بودند و مردم در سایه ی خنک این درخت به داد و ستد با مردمی از اطراف و اکناف منطقه و دوردست ها می پرداختند.

                            روز وصل دوستداران یاد باد        یاد باد آن روزگاران یاد باد

مسجدآزادرن

مسجد

 

با عرض سلام و ادب نظر جناب دکتر پادگانه عزیز ما نافذ است و موجب حیات بنده در عرصه دنیای مجازی و وبلاک گروک تحریر است آقای دکتر همیشه بنده نوازی کرده اند و این عشق و علاقه ایشان به کشورشان و زادگاه و شهرشان وصف ناپذیر است متشکرم

چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ساعت: 22:32

توسط: یوسف پادگانه

با سلام

بی شک و تردید جناب سعدینی یکی از افتخارات شهرستان سیریک و سهم او در بسیاری از مسایل یک دهه اخیر در سطح شهرستان غیر قابل انکار و در بعضی جاها بی بدیل و در شهر شدن گروگ و بالاخص در مرحله آخر بی همتا می باشد.
این نکات را به این دلیل نمیگویم که ما خویشاوند و سالیان سال همکلاس و دوست هستیم یلکه به خاطر اینکه او را فردی لایق، سخنوری بسیار توانا (بدانیم امری ذاتی در قوم سربلند و اصیل سعدین) و مدیری با سیاست می دانم.
قطعا" مدیریت و امر مدیریت شهری بالاخص امری بسیار مشکل ، سخت و طاقت فرسا می باشد و احتیاج به مهارتهای خاص و هنری بالا دارد . قطعا" یکی از بهترین تصمیم های شورای محترم شهر سیریک از زمان آغاز تا به حال انتخاب یک جوان بومی پر تلاش به عنوان شهردار می باشد.
با توجه به ابزارهای موجود در شهر سیریک و بنابر اطلاعاتی که دارم کار شهردار جوان سیریک قابل تقدیر است
انتقاد و نقد بسیار خوب و قطعا" به پیشرفت کار کمک می کند و معتقدم وجود نظرات مختلف باعث کاهش خطاها و تسریع در امور خواهد بود.
پس می توان گفت زنده باد مخالف

نویسنده : م آراسته | ساعت 15:39 روز 91/02/28
| لینک ثابت

ادامه ضرب المثل های بلوچی

به نام خدا

با مقداری دیگر از ضرب المثل های بلوچی در خدمت خوانندگان عزیز هستم. در ضمن از دوستان عزیز به خاطر تأخیر پوزش می طلبم چرا که زبان بلوچی برای ساده تر خوانده شدن باید حرکت گذاری شود و چشم بنده آن قدرت جوانی و نور شباب را برای انجام این کار ندارد و مجبورم دست به دامن دوستان شوم ایشان هم به بهانه ی امتحاناتشان سبب می گردند با تأخیرم در محضر عزیزان وبلاگ خوان شرمنده گردم.

به هر حال ضمن پوزش مجدد چند مثل زیبای بلوچی را تقدیم می کنم:

هَر کَه فِدی کَرَی بَندا بِگی

har ka fedi karay bandā begi

هرکس باید افسار خر خودش را بگیرد

مفهوم: هرکسی مسئول اعمال خودش است.


یا دُز بَی یا دُزّی پَدا بِجَن

yā doz bay ya dozzay padā bejan

معنی: یا دزد باش یا از دزد ردی بگیر

مفهوم: به شخصی که مشکوک باشند کاری را انجام داده و به گردن نمی گیرد این مثل را برایش به کار می برند.


یَ دَستا بِرَمش نِح

ya dastā beramś nĕh

معنی: یک دست صدا ندارد.

مفهوم: موفقیت در گرو اتحاد است.


سَردار کِه دُزَّی یار بید ناموس و نَنگِ گار بید.

sardār ke dozzay yār bid nāmoos o nange gār bid

معنی: سردار که با دزد یار باشد ننگ ناموس او هم گم می شود.

مفهوم: نامردی و خیانت باعث بی ناموسی و بی شرمی انسان می شود.

نویسنده : م آراسته | ساعت 17:3 روز 91/02/27
| لینک ثابت

بابلوچی بتل وکتاب استادزومکی جاسکی
 

بانام خدای یگانه

سلام

نظرلطف یکی ازدوستان بسیارعزیزدراین مورد

سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ساعت: 11:7 توسط:از امارات
با عرض سلام خدمت دوست عزیز خودم آقای آراسته مشتاق دیدار
ما بلوچهای مقیم امارات تقدیر و تشکر خود را از آقای زومکی جاسکی ابراز میداریم
ان شاءالله موفق و موید باشند
اما خواهشی که داریم به هر نحوی که شده این کتاب ارزشمند رو به امارات بفرستین یا اینکه در اینترنت اونو قرار بدین تا ما از آن استفاده ببریم و زبان شیرین بلوچی را به نسلهای آینده انتقال بدیم

 

استادخدابخش زومکی جاسکی دوست گرامی انشالله ترتیبی اتخاذکنیدکه چندجلدکتاب  ازسهم خودجناب عالی ویاتاشردرمقابل اخذبهاءدراختیاربنده قراردهندتابه دوستانم درامارات برسانم اگرکتاب پیغمبردزدان استادباستانی  بودخودم یک کاریش میکردم

ازمرحوم حمیدمصدق

زیر خاکستر

 

زیر خاکستر ذهنم باقی است

آتشی  سرکش و سوزنده هنوز

یادگاری است ز عشقی سوزان

که بود گرم و فروزنده هنوز

عشقی آن گونه که بنیان مرا

سوخت از ریشه و خاکستر کرد

غرق در حیرتم از اینکه چرا

مانده ام زنده هنوز

 

گاهگاهی که دلم می گیرد

پیش خود می گویم

آن که جانم را سوخت

یاد می آرد از این بنده هنوز؟

 

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده من رفتی  لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

 

دفتر عمر مرا

دست ایام ورقها زده است

زیر بار غم عشق

قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

همچنان روز نخست

تویی آن قامت بالنده هنوز

 

در قمار  غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

 

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند

عیان می بینند

زیر خاکستر جسمم باقی است

آتشی سرکش و سوزنده هنوز

------------------------------------------------------------------------------------------------------

پست بعدی انشالله صفحه یی ازکتاب فرهنگ بلوچ

(بـابلـــوچی بـتـل ) منتظرباشید

 

 

نویسنده : م آراسته | ساعت 5:40 روز 91/02/27
| لینک ثابت

جناب آقای سعدینی!
مغرور به چهار کلمه تعریف و تمجید آقای ملاحی در وبلاگش نباش. گیرم که حاجی رئیسی نیا و یوسف پادگانه و علی حاجی عباسی و حاجی عیسی ملاحی و ابراهیم موسی محمدی و ابراهیم پادگانه و که و که در شهر شدن گروگ هیچ نقشی نداشته اند. حتی اگر راستش باشد و شهر شدن گروگ مدیون شما باشد باز هم این نمی تواند توجیهی باشد برای این که در شهرداری سیریک هیچ نظم و انضباطی حکم فرما نباشد. گیرم که نزدیک به یک میلیارد بدهی گذشته شهرداری را صاف کرده باشی یا از بالا آوردن بدهی بیشتر جلوگیری کرده ای؛ آیا به کوچه پس کوچه های شهر سیریک هم گذری نموده ای؟

بقیه این نقد بر عملکرد شهرداری سیریک را در وبلاگ حریره بخوانید. 

دوست عزیزی با نام آشنا نظراتی بیان نموده اند که در اینجا درج می گردد:

سلام استاد
     متاسفانه اين خرابكاري ها و دزدي ها در سر تا سر بيابان رو به افزايش هست و شما بهتر از هر كسي مي دانيد كه هر معلولي علتي دارد و ما بايد بيشتر به جنك علت ها برويم  همانطوري كه شما مي فرمايد قديما ما بر عكس ديگر مناطق اين ناهنجاري ها اجتماعي را نداشتيم و اگر داشتيم بسيار كم بود و به نظر من علت كم بودن اين نوع افعال مخرب وجود امنيت در كل بيابان بود چون امنيت منطقه دست خودمان بود ولي الان با اين همه بيشرفت ما در حسرت امنيت قديما هستيم به قول يك پير مرد مينابي كه مي گفت زمان قديم ما وقتي در فصل هامين به نخلستان هاي ميناب براي جمع كردن خرما مي رفتيم خانه هاي ما در آهني و قفل نداشت مقداري شنگ يا به قول فارسها خار به در خانه مي جسبانديم و بعد از تمام شدن هامين به خانه و محل زندگي خود مي آمديم و مي ديديم كه همان شنگ ها از جايشان تكان نخورده اند در صورتي كه الان اگر ده تا قفل به در خانه بزنيم باز هم نمي توانيم با خيال راحت يك روز از خانه خارج شويم و كار از اين حرفها هم گذشته اگر در خانه خود هم باشيم باز هم مي ترسيم كبسول گاز و يا موتور و وسايل قيمتي خود را در حياط خانه بگذاريم جون امنيت وجود ندارد و مي گفت امنيت منطقه ما در آن زمان دست رئيس علي جلال بود.و بنظر بنده در اين زمان ما بايد خودمان همت كنيم و امنيت منطقه خود را تامين كنيم چون كسي و كساني از جايي ديگر و همه امور روستا و يا شهر را به دست آن فرد بدهيم اگر نمي آيند و امنيت ما را تامين نمي كنند اول از همه بايد كار فرهنگي را از خانواده كه اولين دانشگاه هر فرد هست شروع كنيم و بعد يك فرد لايق از درون خودمان كه مورد احترام همه باشد انتخاب كنيم و و همه امور روستا و يا شهر را بدست آن فرد بدهيم با هم دلي و اتحاد همه چيز درست مي شود و گر نه روز به روز كار از اين كه هست بدتر مي شود و در آخر از زحمات جنابعالي براي بيابان و خصوصا شهر گروك كه من آن را قلب بيابان مي دانم تشكر ميكنم

همچنین در نظر دیگری بیان داشته اند:

سلام و درود
یکی آمده و تخریب اموال عمومی را نشانه اعتراض نامیده!
عجب دور و زمانه ای شده آخر برادر جوان ماهم  از محافظه کاری های آقای ایکس گله مندیم.
ولی انسان و شریک در اموالیم. آقاجان چرا آلاچیق من را شکانده است؟
بخدا با این کار جگر دوست و دشمن آتش می گیرد آن وقت شما فریاد اعتراض سر می دهی؟
اگر اعتراض داری یا مثل من با سواد سکوت کن یا مثل آقای الهدادی روز جمعه داد و هوار .
از من می شنوی مثل من نباش که بجایی نمی رسی ولی صدای آجی الهدادی را همه می شنوند
حتی مردگان زیر گور! غیر گروگی ها ببخشند استاد این عکس را گذاشته نمی دانم برای کی گذاشته.
ولی معذرت.


     مقایسه حال با گذشته قیاس مع الفارق است. در گذشته جمعیت محدود و اقوام و ملیت ها نیز محدود بودند هیچ تأثیرپذیری در فرزند از جایی دیگر دیده نمی شد. امروز رفتار متفاوت افراد خانواده، دوستان در بیرون، تلویزیون ماهواره از سویی دیگر، تلفن همراه و پیامک از گوشه ای دیگر همه و همه در شخصیت پذیری افراد سهیم اند. چه بسا فرزندانی را می بینیم که از خانواده ای آبرومند سر بر می آورند که جز آبروریزی ارمغانی برای خانواده ی خویش ندارند. نه، حال را نباید با گذشته مقایسه کرد اما اگر خراب کاری اخیر نشانه ی اعتراض عده ای برای کم کاری یا موارد دیگر مسئولین شهر باشد از ابزاری نابخردانه برای رساندن فریاد خویش به گوش مسئولین استفاده نموده اند. مسئول حتی اگر کم کاری و یا کارشکنی نماید به هیچ وجه برای ما توجیهی برای تخریب اموال مردم یک شهر نخواهد بود.

     در مورد اعتراض و شیوه های طنزگونه ای که بیان فرموده اید هم مشخص است که هیچ کدام راه صواب نخواهند بود. هم اندیشی و مشورت، استفاده از نظرات و تجربیات دیگران و به کار بردن از راهکارهای علمی شیوه ای است که همه آن را خواهند پسندید.

با سپاس از نظر شما

نویسنده : م آراسته | ساعت 18:11 روز 91/02/25
| لینک ثابت