گروگ تحریر

/فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 7:3 - چهارشنبه 28 آبان1393

بانام خدای مهربان

 سایت اطلاع رسانی هرمزوعکسهایی ازعروسی گروگ

    

http://www.hormoz.ir/?p=48440

در جهان گشتم گل بيخار نيست
هر كجا ياريست بی اغيار نيست
بهر مجنون استراحت تهمت است
در بيابان سايه ديوار نيست
آدمی با عقل و دانش آدم است
شخصيت با جامه و دستار نيست
شش جهت پر باشد از صنع خدا
ديدهء ما قابل ديدار نيست
بازوی حيدر بيايد در مصاف
دست هركس باب ذ‌الفقار نيست...
 

 صوفی عشقری

 

دوستان سلام  

 

این آقای ابراهیم سعدینی عزیزمامسئول کل مخابرات شهربندرگروگ است 

همراه اول تلفونات شهری گروگ کناردان بنداران ÷اسخ 118مشکل بزرگ امروزشده اینترنت که ازهمین اداره مخابرات ردمیشوداول خط وایرلس بودباخریدآنتن وهزینه ÷انصدهزارتومانی  نمی دونم خوشبختانه ویامتاسفانه مردم علاقه پیداکردندووایرلس جواب ندادخط   آی دی اس ال اضافه کردندروتلفن های خانگی بنده مورد دزدی اینترنت نمی دونم بچه های محله ازچه طریقی اینترنت می دزدندده گیگ شارژمی کنی ÷نج روزتمام شده با اینکه هیچ دانلودنکرده یی ÷سورد ویوزرنیم هم گذاشتی این هم اززرنگی جوانان قرن بیست ویکم اما باآمدن خظ دوم وایرلس قطع شده آقای سعدینی که بایدجواب گوباشدبه هرکه ازمیناب وبندرزنگ میزنه نتیجه درستی حاصل نشده 

ودست آورد بزرگی هنوزدراین امرکسب نکرده اماخسته نباشی تلاش ایشان دراین راستا قابل تقدیراست 

 ---------------------------- 

درین سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پُر ملالِ ما پرنده پَر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند
کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی زند
نشسته ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهی ست پُر ستم که اندر او به غیرِ غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
دلِ خرابِ من دگر خراب تر نمی شود
که خنجرِ غمت ازین خراب تر نمی زند
چه چشمِ پاسخ است ازین دریچه های بسته ات؟
برو که هیچ کس ندا به گوشِ کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست
اگر نه بر درختِ تر کسی تبر نمی زند  

هوشنگ ابتهاج 

 

شب فرو می افتاد
به درون آمدم و پنجره ها رابستم
باد با شاخه در آویخته بود
من در این خانه تنها تنها
غم عالم به دلم ریخته بود
ناگهان حس کردم
که کسی
آنجا بیرون در باغ
در پس پنجره ام می گرید
صبحگاهان شبنم
می چکید از گل سیب  

هوشنگ ابتهاج


جوانان عزیزهرچنداین چندتامردم فرصت طلب مانع پیشرفت شهرشماهستندبادرایت شما انشاءالله پیش بسوی آبادی شهرنوپای تان

 

 

 

----------- 

 

 

 گروگ شهری زیبا وبامردمانی پاک وساده امامتاسفنه تقدیرچنین بوده که این مردم زحمت کش وصبورهیچ وقت به حق خودش نرسه 

   by 

 

 


دسته بندی :


 

سلام

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 11:50 - سه شنبه 27 آبان1393


دسته بندی :


 

اي چهره زيباي تو رشک بتان آزري

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 17:36 - جمعه 16 آبان1393


بانام خدا

سلام

این غزل قدیما یک کتابی بودچاپ بمبئی هند

بنام گنجینه ادب اکنون نیست چاپ خانه محمدی چاپ میکرد

وبیشترایرانیان مقیم قطر وکویت وامارات میخریدند

یک کتاب دیگه بودتحفت العشاق آن کتاب نیزنیست

آن هم چاپ هندبود درمورداشعارغزل هم حرف بسیاراست درکتاب نوعی

دیگه بود


اي چهره زيباي تو رشک بتان آزري
هر چند وصفت مي کنم، در حسن از آن زيباتري
هرگز نيايد در نظر نقشي ز رويت خوبتر
شمسي ندانم يا قمر، حوري ندانم يا پري
آفاق را گر ديده ام، مهر بتان ورزيده ام
بسيار خوبان ديده ام، اما تو چيز ديگري
اي راحت و آرام جان، با قد چون سرو روان
زينسان مرو دامن کشان، کآرام جانم مي بري
عزم تماشا کرده اي، آهنگ صحرا کرده اي
جان و دل ما برده اي، اين است رسم دلبري
عالم همه يغماي تو، خلقي همه شيداي تو
آن نرگس رعناي تو آورده کيش کافري
خسرو غريب است و گدا، افتاده در شهر شما
باشد که از بهر خدا سوي غريبان بنگري

................
شعرازامیرخسرودهلوی است

 درموردابیات نظربدین

بیشترقدیمیا این غزل ازبرداشتند

دل ز تن بردی و درجانی هنوز    دردها دادی و درمانی هنوز
هر دو عالم قیمت خود گفته‌ای    نرخ بالا کن که ارزانی هنوز
ملک دل کردی خراب از تیغ و باز    اندرین ویرانه سلطانی هنوز


دسته بندی :


 

مستمند کسی است ، که دشواری و سختی نديده باشد

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 7:34 - پنجشنبه 15 آبان1393

بانام خداوندبزرگ

دوستان مثل همیشه سلام

قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترين رؤياهايشان را متحقق کنند، چون يا فکر می کنند که لياقتش را ندارند و يا اينکه نمی توانند از عهده آن برآيند. ما قلب ها از ترس می ميريم. تنها از انديشيدن به عشق های مدفون شده و يا لحظاتی که می توانستند خيلی زيبا باشند و نبودند يا گنج هايی که می توانستند کشف شوند ولی برای هميشه در زير خاک مدفون ماندند چون اگر هريک از اين اتفاق ها بيفتد ما رنج وحشتناکی می کشيم. «قلب من از رنج کشيدن می ترسد» *** هميشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج از خود رنج بدتر است» (تاريکترين لحظه شب لحظه قبل از طلوع آفتاب است). پائولو کوئيلو

 



ازکناردریای مکران ساحل زیبای خلیج فارس ازشهرستان سیریک ازشهرنازیبا اماعزیزگروگ

شهربندری گروگ

گروگ باساحلی زیبا درکناردریای مکران روبروی تنگه استراتیِژیک هرموز ویکی ازشهرهای

نوتاسیس شهرستان نوپای سیریک به شمادرودمی فرستم

مردم شهربندری گروگ اکثرباسوادهستندوازقدیم مردمانی با فرهنگ وبه سوادوخواندن اهمیت داده اند

کارهای صنعتی نیزدرگروگ قدیم بوداکنون گروگ نسبت به همسایگان عقب مانده

البته دلیل هم دارد ...

اما دلیلش بنده نمی نویسم

فکرناموزون ما درقرن بیست ویکم یکی ازدلایل عقب مندگی شهرمن است

وبلاک گروگ تحریرمدتی است که دیگه بروزنمیشود وبنده ازدوستان همراه قدیمی پوزش میخواهم

پیری ست وهزارعیب شرعی اما هیچ وقت محبت های شمارا فراموش نمی کنم

بنده ازشورای محترم شهرستان سیریک استدعادارم برای نجات معبدعشاق شهرگروگ کاری انجام دهد

اگرشورای شهرسیریک وشهردارش نیزکاری ازدست شان درمی آیدبرای نجات تنها آثارباستانی ثبت

شده درشهرستان اقدامات لازم بکنندهیچ امیدی ازمردم گروگ ندارم دوستان عزیز

جناب فرماندارمحترم حاج آقامبارکی وقتی حسین سالاری فرمانداربودبنده دومرتبه ایشان بردم توی

همین معبد شماآقای فرماندارکاری کنیدشمادعوت کنیدازمیراث فرهنگی به ما اجازه دهندخودمان

چندنفری که به آثارباستانی دل خوشندهمکاری می کنیم وازتخریب آن جلوگیری می نماییم

ساختمان معبددرحال رکوع است اگربسجودبرودبلندکردنش ارزش ندارد

روایتی تصویری ازیک روز درمدرسه گروگ



امام جمعه بزرگوارشهرستان سیریک صفایی حائری شیرازی
دوست داشتنی که هرچه درکنارشان باشی بیشتربه ایشان علاقه مندمیشوی

 



ازچپ براست فرماندارمحترم شهرستان سیریک رییس کمیته امدادمحترم ودوست داشتنی
وآقای شهردارمحترم سیریک


استادبزرگوارریاست آموزش وپرورش محمدفولادی آقای کریمی ویکی ازدوستان ازاداره فرهنگ وسوادویادگیری بنده برای رجال مردان آموزش وپرورش موفقیت ازخداوندبزرگ مسئلت دارم



امام جمعه محترم ودوست داشتنی گروگ شهرما حاج عیسی ملاحی حاضردرتمام سنگرها
امادرموردمیراث فرهنگی ونجات معبدعشاق کمی دلسرد وبی علاقه شایدفکرمی کند ثوابی ندارد



آقای فرماندارگرامی درکنارشیخ عبدالجلیل قاسمی شیخ مردم شهرستان سیریک
ازشماممنون هستندخدمت به فرهنگ مکران وبهداشت دوامرواجب است چون مردم توانایی ندارند
شمابزرگواری کرده یید ودرهردوبه این مردم کمک نموده یید
متشکریم آقای شیخ




واما این عکس شهردارشهرسیریک دیروقتی بودداشتم میخواستم برای خودش بفرستم
آن شب چون مازودترآمده بودیم وصدرمجلس اشغال نموده ایشان روبروی مانشستندوهرچه اسرارکردیم
ازجایشان تکان نخوردندبنده ازشهردارودوستان درآن مجلس ممنونم هرچندبنده رنج می بردم ودوست داشتم درکنارانهاباشم اما بزرگواری شهردارادب دان سیریک مارا شرمنده خودشان کرد

سختی های بزرگ به آدمی نيرويی دو چندان می بخشد


دسته بندی : گپی دوستانه باهمشهریان عزیز
برچسب‌ها: شهربندرگروک

 

گوش دگر باید ترا تا آن صدا را بشنوی !

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 6:8 - چهارشنبه 30 مهر1393

 

بانام خدا

سلام

 

دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم
همدم عقلم چرا همصحبت دیوانه باشم
دل به هر کس کی سپارم من در دلها مقیم
تا نتوانم شمع مجلس شد چرا پروانه باشم
آزمودم آشنایان را فغان از آشنایی
آرزومندم که با هر آشنا بیگانه باشم
مرغ خوشخوانم وگر در حلقه زاغان نشینم
کی توانم لحظه ای در نغمه مستانه باشم
مردمی گم شد میان آشنایان از تو پرسم
با چنین نامردمان بیگانه باشم یا نباشم 

مهدی سهیلی

 

زندگی

یادش بخیر

 

گروگ یادش بخیر

آیامجالی دوباره خواهم یافت

آیا این عکسها تکرارخواهندشد

چه میدونم دیگه چشمای من ضعیف هستند

اما شش ماهی بیشترنمانده آرزوبرهیچ کس عیب نیست البته آرزوی خوب ونه محال

 

گر با سحر خو کنی بانگ خدا را بشنوی
دل را اگر گیسو کنی ، هرشب ندا را بشنوی
در آن سکوت جانفزار از عرش می آید صدا
گوش دگر باید ترا تا آن صدا را بشنوی 

مهدی سهیلی

 

 


دسته بندی :


 

یاران قدریک دیگربدونیم

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 6:17 - سه شنبه 29 مهر1393

بانام خدا

سلام

ترس ووحشت خواهران عزیزودختران مان ازاسیدپاشی

هرچندجمهوری اسلامی بیش ازتصورما انهارا به سزای اعمال شان رسوندند

 

پاییزه و توی شهر من دیگه نمیشه امن قدم برداشت
وقتی همه ی دخترها چشم هاشون میگرده دنبال اسید پاش های احتمالی, از یه عابر گرفته تا موتورسوار هایی ک فکرشم نمیکنی قیافش بخوره اما صداش که میاد سریع توی خودت جمع میشی, وقتی نمیدونی نوبت تو کی میرسه...

 

پاییزه و شهر من ترس رو مزمزه میکنه, چیزی هست توی این اتفاقات که من رو میترسونه! دینی ک ملعبه ی دست شده, ادمهایی ک معلوم نیست به کدوم گناه قراره تا ته زندگی شون با صورتیکه هیچ اثری از زندگی توش نیست ادامه ی حیات بدن
و من و امثال منی که معلوم نیست فردا شب روی تخت خودمون خوابیدیم یا توی تخت بیمارستان , چشم های خودمون میبینه یا قراره از فردا بقیه برامون از پاییز شهر بگن
خزانه اقا! خزان!
کاش زودتر تموم شه این کابوس...

 

ممنون عمومقاله قشنگیه

------------------------------------------------------

اگر کسي تو را با تمام مهربانيت دوست نداشت ... دلگير مباش که نه تو گناهکاري نه او
آنگاه که مهر مي ‌ورزي مهربانيت تو را زيباترين معصوم دنيا مي‌کند ... پس خود را گناهکار مبين
من عيسي نامي را مي شناسم که ده بيمار را در يک روز شفا داد ... و تنها يکي سپاسش گفت!!!
من خدايي مي شناسم كه ابر رحمتش به زمين و زمان باريده ... يکي سپاسش مي گويد و هزاران نفر کفر !!!
پس مپندار بهتر از آنچه عيسي و خدايش را سپاس گفتند ... از تو براي مهربانيت قدرداني مي کنند.
پس از ناسپاسي هايشان مرنج و در شاد کردن دلهايشان بکوش... که اين روح توست كه با مهرباني آرام ميگيرد
تو با مهر ورزيدنت بال و پر ميگيري ...
خوبي دليل جاودانگي تو خواهد شد ...
پس به راهت ادامه بده
دوست بدار نه براي آنکه دوستت بدارند ...  
تو به پاس زيبايي عشق ، عشق بورز و جاودانه باش..

 

----------------------

 

اگر کسي تو را با تمام مهربانيت دوست نداشت ... دلگير مباش که نه تو گناهکاري نه او
آنگاه که مهر مي ‌ورزي مهربانيت تو را زيباترين معصوم دنيا مي‌کند ... پس خود را گناهکار مبين
من عيسي نامي را مي شناسم که ده بيمار را در يک روز شفا داد ... و تنها يکي سپاسش گفت!!!
من خدايي مي شناسم كه ابر رحمتش به زمين و زمان باريده ... يکي سپاسش مي گويد و هزاران نفر کفر !!!
پس مپندار بهتر از آنچه عيسي و خدايش را سپاس گفتند ... از تو براي مهربانيت قدرداني مي کنند.
پس از ناسپاسي هايشان مرنج و در شاد کردن دلهايشان بکوش... که اين روح توست كه با مهرباني آرام ميگيرد
تو با مهر ورزيدنت بال و پر ميگيري ...
خوبي دليل جاودانگي تو خواهد شد ...
پس به راهت ادامه بده
دوست بدار نه براي آنکه دوستت بدارند ...  
تو به پاس زيبايي عشق ، عشق بورز و جاودانه باش...
 

 


دسته بندی :


 

کارت دعوت عروسی درنوع خودش بی نظیربود

نویسنده : محمد آراسته | تاریخ : 7:1 - یکشنبه 27 مهر1393

بانام خدا

سلام

جناب آقای حمزه کمالی وآقای هاشم کمالی

فرخنده عروسی برادران کمالی درسیریک بابهترین جشن وسرورپایان یافت هرچه بودعروسی فرزندان مرحوم حاجی کیدی کمالی بود

این مناسبت فرخنده هرچندبنده نرسیدم اما ازدوستان شنیدیم که جشن وپزیرایی درخورخانواده بزرگ کمالی بوده

بنده این مناسبت فرخنده رابه همه تبریک می گویم

متاسفانه کارت دعوت زیبا وگران قیمت چون باجوهر سفیدنوشته بودتواسکن هم خودش نشان ندادامازیبابود

مبارک باداین جشن عروسی

جمزه کمالی هاشم کمالی

 

 

کارت دعوت عروسی برادران کمالی

 


دسته بندی :


 

آخرین مطالب

» /فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت ( چهارشنبه 28 آبان1393 )
» سلام ( سه شنبه 27 آبان1393 )
» اي چهره زيباي تو رشک بتان آزري ( جمعه 16 آبان1393 )
» مستمند کسی است ، که دشواری و سختی نديده باشد ( پنجشنبه 15 آبان1393 )
» گوش دگر باید ترا تا آن صدا را بشنوی ! ( چهارشنبه 30 مهر1393 )
» یاران قدریک دیگربدونیم ( سه شنبه 29 مهر1393 )
» کارت دعوت عروسی درنوع خودش بی نظیربود ( یکشنبه 27 مهر1393 )
» ازکتاب خوانی تاجدول حل کردن ودنیای مجازی ( چهارشنبه 23 مهر1393 )
» گریزی به دیروزوگذشته شهربندری گروگ ( چهارشنبه 23 مهر1393 )
» مکران کجاست؟ ( دوشنبه 21 مهر1393 )
» عیدقربان است بیاتاجان به قربانت کنم ( یکشنبه 13 مهر1393 )
» تصاویرزیبای شیرازره آوردمسافرت ( دوشنبه 7 مهر1393 )